نامهٔ روزگار مندست‌نوشته‌های محمدحسین
نشان ویژهٔ نامهٔ محمدحسین؛ سیمرغ، سرو و انارنامهٔ محمدحسینبه نام خداوند جان و خرد

هر زندگی،
یک شاهنامه است.

من، رهگذرِ این داستانم.
از آنچه زیسته‌ام، خوانده‌ام
و در دل داشته‌ام، می‌نویسم.

پاگذاشتن به داستان
محمدحسین نامهٔ یکمآغاز راهسیمرغ؛ نگهبان دانایی
نگارهٔ سواری در راه کوهستان، کنار سرو و پلی کهن
برگِ یکم راه و رویش

زیسته‌های من

هر راهی که پیموده‌ام،
چیزی در من به‌جا گذاشته است.

در راه، با خویشتن

گاهی آموزگار ما یک روز است؛
روزی که می‌گذرد و در ما می‌ماند.

دریافت شمار برگ‌ها…
نگارهٔ خواننده‌ای در ایوان ایرانی، کنار درخت انار و آب
برگِ دوم دانش و خرد

چکیدهٔ خوانده‌ها

از میان هزاران برگ،
چند اندیشه را با خود می‌آورم.

هر خوانده، دری به جهان

آنچه از خواندن در من مانده است؛
چکیده‌ای برای بازگشتن و دوباره اندیشیدن.

دریافت شمار برگ‌ها…
نگارهٔ باغ ایرانی زیر ماه، با چراغی روشن کنار جوی و درخت انار
برگِ سوم مهر و روشنایی

دل‌نوشته‌ها

برخی سخن‌ها،
تنها در آرامشِ دل شنیده می‌شوند.

چراغی در باغِ شب
از دل، برای دل

این برگ‌ها را آهسته بخوان.

دریافت شمار برگ‌ها…
فردوسی
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود
نگارندهٔ این نامه

من، محمدحسین

این نامه، جایی برای نگه‌داشتن زیسته‌ها، خوانده‌ها و دل‌نوشته‌های من است؛ برگ‌هایی برای بازگشتن، اندیشیدن و از نو دیدن.

برگ‌های نشان‌دار «نمونه»، برای پیش‌دید این آغاز نوشته شده‌اند.
برگی برای خواندن

نامهٔ روزگار مننوشتهٔ نمونه